کافه اندیشه جوان

قلمم شکست
نویسنده : علیرضا امیری - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸۸

آقا قلم من دیگه رسما شکست.

اصلا حالا که اینطور شد من دیگه نمی نویسم.

دوست دارم تایپ کنم کسی مشکلی داره.

آخ نمی دونید تو word 2007 تایپ کردن چه حالی میده.

از من که می شنوید یه گور بابای قلم بگید خیلی با احترام بذاریدش تو لیوان کنار مونیتور و شروع کنید تایپ کردن .

آی حال میکنم این قلم توی لیوان حرص بخوره، آی می خنم


comment نظرات ()
دل کاغذی
نویسنده : علیرضا امیری - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ مهر ،۱۳۸۸

دل من هم از جنس کاغذ شده،

پر می شه از خاطره و اشک چشام غرقش می کنه.

راستی من رادیو جوان گوش نمی دم کس یمی تونه بگه الان چه برنامه ای داغه؟


comment نظرات ()
قلم کاغذی
نویسنده : علیرضا امیری - ساعت ٢:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ مهر ،۱۳۸۸

قلم کاغذی من از جنس روزنامه است،

تراش من از جنس سکوت شب،

بیدار می مانم این شب ها تا نوک مدادم برای نوشتن تیز شود.

خب دوری و تعداد زیاد وبلاگ و سایت و پروفایل و درس و مشغله و جاذبه های میدون ولی عصر نمی ذره که به موقع بیام و آپ کنم اما از این به بعد قول می دم که به موقع آپ کنم. دلم می خواد منظم باشم.

راستی تو پست بعدی می خوام لیست تمام وبلاگ ها و سایت هایی که اداره می کنم رو بذارم.

آبجی جونم به حاطره تو این وبلاگ رو اداره می کنما


comment نظرات ()
بسم الله الرحمن الرحیم
نویسنده : علیرضا امیری - ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸٧

ما هستیم

آبجی جونم باید باشیم



comment نظرات ()